

خليل آتشين سخن تبر به دوش بت شکن/خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی
برای ما که خسته ايم و دلشکسته ايم نه/ولی برای عده ای چه خوب شد نيامدی
تمام روز هفته ام در انتظار جمعه ام/دوباره صبح ظهر نه!غروب شد نيامدی
مجموعه تصاویر زیبا برای دیدن کامل تصاویر بر روی لینک مطلب بروید
اينگونه است كه عصر غيبت، عصر امتحان و آزمايش است. عصري است كه در آن گوهرهاي پنهان با انواع امتحانات الهي آشكار ميشوند.
عبدالرحمان بن سيابه از امام صادق(ع) نقل كرد كه ايشان فرمودند:
چگونه خواهد بود، حالتان وقتي كه بي امام هادي و راهنما شويد؟ بعضي از بعضي ديگر تبرّي ميجويند، در آن زمان است كه از يكديگر جدا شده، پالايش و غربال ميشويد، و در آن هنگام «تميّزون» (متمايز ميشويد).
و اين، مرحلة نخست است كه اشاره دارد به مرحله جدا شدن خبيث از طيّب.
و مرحلة دوم، «تمحّصون» (پالايش ميشويد)؛ مانند پالايش سنگ معدن، مثل طلايي كه ذوب ميكنند و سپس به آن موادي ميافزايند تا ناخالصيهايش جدا شود.
و مرحلة سوم، «تغربلون» (غربال ميشويد)؛ مانند غربال كردن گندم، براي جداكردن گندمهاي تلخ و ضعيف كه از غربال به پايين ميافتند.
در روايتي از شيخ طوسي است، كه وقتي امام به اين جا رسيدند، آن را سه بار مطرح كردند؛
لايكون فرجنا حتيّ تغربلوا ثمّ تغربلوا ثمّ تغربلوا، يقولها ثلاثاً، حتيّ يذهب الله تعالي الكدر ويبقي الصّفوّ.
فرج ما نخواهد رسيد، مگر آنكه غربال شويد و غربال شويد و غربال شويد، تا جاييكه خداوند متعال، آلودگان را از پاكان جدا نمايد.
يعني اين غربال مؤمنان در نزديكي زمان ظهور، سه بار اتفاق خواهد افتاد.11
و مرحلة غربال، سختترين اين مراحل است.
اين همان راه و مسيري است كه رسول خدا(ص) در امت خود انتظار آنرا دارد. و اين همان تكامل است كه خداي متعال با قوانين و سنتهاي خود در آزمايش امتها، انبيا و امامان(ع) قرار داده است، تا درخت بشريت در ساية دولت عدل الهي به ثمر بنشيند. اين از اسرار غيبت است كه خداي متعال براي خاتم امامان، از عترت پيامبر(ص) تقدير نموده است.
اين همان [امام] غايبي است كه خداوند، او را مظهر غيب و شهادت خود قرار داده است. او در غيبت خود، مظهر غيب الغيوب است و وقتي كه ظهور نمايد، خداوند او را مظهر شهادت (احقاق كنندة هر حقي و باطل كنندة هر باطلي) قرار ميدهد. اين چه قدرتي است كه خداوند به او عطا ميكند، و به وسيلة او هر حقي را احقاق ميكند، و هر باطلي را باطل مينمايد.
سلام خدا بر تو اي نهايت آرزوها؛
المنتهيٰ إليه مواريث الأنبياء، ولديه موجود آثار الأصفياء، المؤتمن علي السّرّ، والوليّ للأمر.12
[كسي كه] تمام مواريث پيامبران به او رسيده و آثار برگزيدگان نزد او ميباشد؛ امين بر اسرار (الهي) و ولي امر (پروردگار).
فرازي از ميراثهاي انبياء را بخوانيد تا خبرش را دريابيد؛ و در آن باره خداوند ميفرمايد:
و إذ قال ربّك للملآئكة إنّى جاعلٌ فى الأرض خليفةً قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدّماء و نحن نسبّح بحمدك و نقدّس لك قال إنّى أعلم ما لاتعلمون٭ و علّم آدم الأسماء كلّها ثمّ عرضهم علي الملآئكة فقال أنبئونى بأسماء هؤلآء إن كنتم صادقين.13
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمين، جانشيني خواهم گماشت، [فرشتگان] گفتند: آيا كسي را در آن ميگماري كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه ميكنيم و به تقديست ميپردازيم؛ فرمود: من چيزي ميدانم كه شما نميدانيد. و [خدا] همة [معاني] نامها را به آدم آموخت، سپس آنها را برفرشتگان عرضه نمود و فرمود: اگر راست ميگوييد، از اسامي اينها به من خبر دهيد.
سپس اين امر به صحيفههاي آدم و ادريس و نوح، پيراهن ابراهيم، عصاي موسي، انگشتر سليمان، كمال موسي و جلال و شكوه عيسي و صبر ايوب ميرسد و ادامه مييابد تا به ميراث حضرت محمد(ص) كه همان قرآن منزل است، ميرسد.
سلام بر تو اي حافظ اسرار پروردگار جهانيان، سلام بر تو يابن رسول الله، ما به تو ظلم كرديم؛ ما به شما اهل بيت(ع) ظلم كرديم، در حاليكه هرچه ما داريم از شماست، به بركت وجود شما اهل بيت، خلايق روزي داده ميشوند و به بركت وجود شما زمين و آسمان ثبات دارند. ما شعار خدمت به شما را سر داديم، اما بيشتر از آنكه در خدمت شما باشيم، كمر به خدمت ديگران بستيم، بلكه ما به شما بياحترامي كرديم.
اما كرم شما اهل بيت(ع)، حد و مرز ندارد، بابت گذشتة ما، عفو خود را شامل حالمان كنيد و عنايت خود را شامل حالمان كنيد تا خدا ما را براي خدمت به شما، در باقيماندة عمر قبول فرمايد. ما اميدواريم كه چشم عنايتي به ما بيفكنيد، از آن نگاههايي كه دنيا را متحول ميكند. تو همان كسي هستي كه بهوسيلة او:
أشرقت الأرض بنور ربّها.14
و زمين به نور پروردگارش روشن گردد.
پس چه ميشود اگر تاريكيهاي وجود ما را به روشنايي خود بزدايي؟ و تو همان كسي هستي كه خداي عزوجل دربارهاش فرموده است:
إعلموا أنّ الله يحيى الأرض بعد موتها.15
بدانيد، همانا خداوند زمين را پس از مرگش، زنده ميگرداند.
پس با آنچه خداي متعال به تو ارزاني داشته، قلبهاي ما را زنده كن.
پروردگارا! بر خليفه و حجت خود درود فرست، به اندازهاي كه در حيطة علم توست، درودي بيپايان، تا تداوم ملك تو، و ما را از اعوان و انصار و شيعيان و پيروان او قرار بده.
و آخر دعوانا أن الحمدلله ربّ العالمين.
و خلَّف فينا رايةَ الحقِّ، مَن تَقدَّمها مَرق، و مَن تَخلَّف عَنها زَهق، و مَن لَزِمها لَحَق، دليلُها مَكيثُ الكَلام، بَطِىءُ القِيام، سَريعٌ إذا قَام، فإذا أنتُم أَلَنتم لَه رِقابَكم و أَشَرتم إليه بِأَصابِعِكم جاءَهُ المَوتُ فذَهَب بِه فَلَبِثتُم بَعدَه ماشاءَ اللَّهُ، حتَّى يُطلِعَ اللَّهُ لَكم مَن يَجمَعُكم و يَضُمُّ نَشرَكم، فلاتَطمَعوا فِى غَيرِ مُقبِلٍ و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ، فإنَّ المُدْبرَ عَسى أن تَزِلَّ بِهِ إِحدَى قائِمَتَيْهِ و تَثبُتَ الأُخرَى، فَتَرجِعَا حتَّى تَثْبُتا جَمِيعاً.(1)
او (يعني: پيامبر) پرچم حق را برافراشت و در ميان ما به يادگار گذارد. آن كس كه از زير سايه اين پرچم پاى پيش نهد، از شريعت اسلام خارج گردد و آن كس كه از پيروىاش سر باز زند، به هلاكت رسد و سرانجام كسى كه زير سايه اين پرچم به پيش رود راه سعادت پيموده.
پرچمدار اين پرچم با شكيبايى و آرامش سخن گويد و با كُندى و تأنى در اجراى كارها بپا خيزد؛ امّا چون بپا خواست بسى شتاب كند تا به پيروزى نهايى رسد. پس آنگاه كه سر در گرو فرمانش نهاديد و با سرانگشت به سويشاشاره كرديد، دوران او سپرى شده، مرگش فرا رسد.
از آن پس ناگزير مدتى كه مشيت الهى اقتضا كند در انتظار به سر بريد. آنگاه خداوند شخصيتى را برانگيزد تا شما را[ كه به اختلاف و جدايى گراييدهايد ] جمع كند و پراكندگى شما را سامان بخشد. پس به كسى (چيزى) كه رو نكرده دل مبنديد و از آن كه رو گردانده نااميد مشويد.(2)
آگاه باشيد كه آل محمّد -صلى الله عليه و آله- مانند ستارگان اين گنبد مينا باشند؛ آن هنگام كه يكى از آنها غروب كند ديگرى بدرخشد.
گويى چنان است كه در پرتو آل محمد -صلى الله عليه و آله- نعمتهاى الهى را بر شما فراوان و تمام شده مىبينم و آنچه را كه آرزويش را در دل مىپرورانديد بدان دست يافتهايد.
ابن ابى الحديد مىنويسد:
امام اين خطبه را در سومين جمعه زمامدارى خود ايراد فرمود و ضمن آن به مطالبى پيرامون احوال خود اشاره كرد.
وى سپس همچون ديگر شارحان، هدف از بيان اين خطبه را پيشگويى از مهدى و توصيف آن حضرت دانسته، مىگويد:
شخصى را كه خدا برمىانگيزد از اهلبيت است و اين سخن اشاره به مهدى آخرالزمان مىباشد و در نزد ما (اهلتسنن) موجود نيست و از اين پس وجود پيدا خواهد كرد و به عقيده اماميه اكنون موجود مىباشد.(3)
معناى و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ اين است كه از كسى كه روگردانده نا اميد مشويد؛ و مصداق آن غيبت حضرت مهدى و روگردانى آن حضرت از تصدّى رياست و زعامت ظاهرى است تا هنگام ظهور.
ابن ابى الحديد براى فرار از پذيرفتن ولادت آن بزرگوار و غيبتش، به تكاپو افتاده و خواسته وانمود كند لازمه مُدْبِر بودن، موجود بودن است و در صورت وجود نداشتن، تعبير به ادبار و روگردانى غلط است و مفهوم عقلانى ندارد. آنگاه كلمه و لاتَيأَسُوا مِن مُدْبِرٍ را چنين معنا مىكند كه هرگاه اين مهدى از دنيا رفت و فرزندانش را به جانشينى برگزيد و كار يكى از آنها به اضطراب و ناپايدارى گراييد، مأيوس نشويد و به شكّ نيفتيد و نگوييد شايد ما در پيروى اينان دچار اشتباه شدهايم.
حال آنكه اعتقاد شيعه مخالف نظر ابن ابي الحديد بوده و معتقد است امام زمان به دنيا آمده و اكنون در غيبت به سر ميبرد.
«يملاءالارض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما وجورا» (1)
«ابو نعيم اصفهانى» در بيان «صفت مهدى» به اسناد خود از «حذيفة بن يمان» نقل میکند كه پيامبر خدا، صلى الله عليه وآله، روزى به هنگام ايراد خطبه فرمود:
لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله، عزوجل، ذلك اليوم حتى يبعث فيه رجلا من ولدى اسمه اسمى. فقام سلمان الفارسى، فقال: يا رسول الله، من اى ولدك؟ قال: هو من ولدى هذا، و ضرب بيده على الحسين. (2)
اگر تنها يك روز به پايان جهان باقى مانده باشد، خداوند، صاحب عزت و جلال، آن روز را طولانى مىسازد تا مردى از فرزندان مرا كه همنام من است، برانگيزد.
در اين هنگام سلمان فارسى برخاست و گفت: اى فرستاده خدا! [او] از كدامين فرزندت [خواهد بود]؟ آن حضرت در حالى كه دست خود را به حسين [عليه السلام] مى زد فرمود: از نسل اين فرزند من است.
«شيخ صدوق» نيز كه از بزرگان فقها و محدثان شيعه به شمار مىآيد، به اسناد خود از امام رضا، عليهالسلام، و آن حضرت از پدران بزرگوار خويش نقل كرده كه پيامبر خدا، صلىالله عليه وآله، فرمود:
لا تقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منا، و ذلك حين ياذن الله، عزوجل، له... و من تبعه نجا، و من تخلف عنه هلك... الله الله عبادالله! فاتوه و لو حبوا على الثلج، فانه خليفة الله عزوجل، و خليفتى. (2)
قيامت به پا نمىشود، تا اينكه قائم حق از ما [اهل بيت] ظهور كند. و آن هنگامى است كه خداوند، صاحب عزت و جلال، به او اجازه دهد... و هر كس او را پيروى كند نجات مىيابد و هركس از او سرباز زند نابود مىشود...
بندگان خدا! خدا را؛ خدا را؛ درنظر بگيريد و به او بپيونديد، حتى اگر لازم باشد افتان و خيزان خود را بر روى برف بكشيد. همانا او جانشين خداوند، عزوجل، و جانشين من است.
1- كمال الدين و تمام النعمة ج1، ص280
2- بحار الانوار، ج 51، ص 79 – 80
3- عيون اخبار الرضا، به نقل از: المجلسى ص 65
التماس دعا
«اللهم عجل لوليک الفرجح


POWERED BY
BLOGFA.COM
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by aftabe12.blogfa.com